« ذکری چنین میانه‌ی میدان‌ام آرزوست | صفحه‌ی اصلی | برخورد با آتش از نوع لندن »

آن شب قدری که گویند اهل خلوت...


به مناسبت فرارسیدن شب‌های قدر و نیز شب ضربت خوردن علی (درود بر او) مراسمی از طرف مرکز فرهنگی انجمن‌ اسلامی دانشجویان ایرانی لندن در کانون توحید برگزار می‌شود. در این مراسم که جمعه نوزده سپتامبر از ساعت هشت و نیم شب تا دوازده ادامه خواهد داشت، در ابتدا راقم این سطور در باره‌ی «اصلاح‌گری خویش و دیگری در کلام علی» سخن خواهد گفت و سپس دعای افتتاح خوانده می‌شود و سپس،
مراسم سنتی قرآن به سر گرفتن برگزار خواهد گردید. شرکت برای عموم علاقه‌مندان آزاد است.

-    برای یافتن مسیر کانون توحید، به این صفحه مراجعه کنید:
http://www.kanoontowhid.org/contact.php










 

مطالب مرتبط

کرکگور در مشهد

درباره‌ی تاریخ لعنتی‌ای که مدام تکرار می‌شود

کلف زدن میوه‌ی ممنوعه‌ی کتاب

فلسفه‌ی دین و منطق کاربردی

بُود آیا که «کفر» باشد «دهان‌دوزی»؟

کارگا‌ه‌های فرهنگ و اندیشه

دین‌شناسی واقع‌گرایانه‌ی مادر شهرنوش

دلایل نا خلفی نصر پسر

دموکراسی‌‌اندیشی پسر نا خلف نصر

دکتر سروش دباغ در مشهد

نسبت دین و مدرنیسم از دیدگاه چهار روشنفکر ایرانی

امر کمتر محقق ما و امر بیشتر محقق آن‌ها

لبنان و تجربه‌ی حجاب

آفات حکومت دینی

«امر ممکن» ما و «امر محقق» آن‌ها

سیده‌ی آلمانی و عریضه‌ی بی‌فایده

بیا نیوشاگر روایت کتاب باش!

فاذا قرء الکتاب قم فاستمع و انصت

اخراجی‌هایِ برهم‌زننده‌یِ جلساتِ سروش

درباره‌ی نهضت تولید توهم علم

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/4321

نظرها

سلام
خوب شکر خدا زودتر از آنچه گمان میرفت راه خویشتن را در غربت یافته اید؛هر چند به شیوه سنتی!
راستی !اگر قرار بر تقسیم بندی سنتی و مدرن باشد؛تمام مراسم فوق الذکر سنتی است نه تنها قرآن به سر گرفتن آن.
البته شاید شما مدرن شده اید و بخش مربوط به جنابعالی غیر سنتی است و مابقی سنتی!
بهر روی دعاگوییم و ملتمس دعا.

چكيده سخنراني فراموش نشود.

.:: سودای محال ::.
در نیوشای خرد.


راستی یه شعر از حضرت مولانا دیدم دیوونم کرده یاسر.
نگفتمت مرو آنجا که آشنات منم
در این سراب فنا چشمه حیات منم
نگفتمت که تو را راه زنند و سرد کنند
که آتش و تپش و گرمی هوات منم
نگفتمت که منم بحر و تو یکی ماهی
مرو به خشک که دریای با صفات منم
نگفتمت که صفت های زشت بر تونهند
که گم کنی که سر چشمه صفات منم
نگفتمت كه مگو كار بنده از چه جهت
نظام گيرد خلاق بي جهات منم
نگفتمت كه به نقش جهان مشو راضي
كه نقش بند سرا پرده رضات منم
نگفتمت كه چو مرغان به سوي دام مرو
بيا كه قوت پرواز و پر و پات منم
اگر چراغ دلي دانك راه خانه كجاست
وگر خدا صفتي دانك كه خدات منم
اگر به خشم روی صد هزار سال ز من
به عاقبت به من آیی که منتهات منم


فقط عزیزی پرسید که آخر مصراع عاش علامت سوال داره؟هر چی فکر می کنم میبینم معنیش یه چی دیگه میشه.ممنون میشم یه نظر بندازی

یاسر: حسین جان من هم خیلی حال می کنم با این غزل به نظر من علامت سوال نمی خواهد عزیز .

سلام
فایل صوتی سخن رانی رو بذار

یاسر: حضرت ابوی نمی دانم ضبط شده یا نه اگر شده بود می گذاریم دعایمان کنید

سلام مي خواستم با حسين احمديان ارتباط برقرار كنم، مي تونم پست الكترونيك اونو از شما يا از خودش بخوام.

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)