« در باب گوهرهای مختلف دین‌‌داری و تجدد | صفحه‌ی اصلی | معرفت‌شناسی دين (۱) »

دلایل نا خلفی نصر پسر


در چند پست پیش، مطلبی از ولی‌رضا نصر گذاشتم و او را «پسر نا خلف پدر» خواندم. برخی از دوستان عزیز این وبلاگ، مرا به خاطر این تعبیر مورد پرسش قرار دادند. من این تعبیر را از آن‌رو گفتم که نصرِ پدر سنت‌گرا ست و با ایده‌های عصر روشنگری مانند دموکراسی میانه‌ای ندارد اما پسر، مدرنیست است.
با این حال شاهد دیگری از غیب هم رسید: نصر پسر از تاثیر گذاران بر بوش است و برای طولانی‌تر ماندن آمریکا در عراق، تئوری شیعه‌شناختی می‌دهد و معتقد است و بوش را هم معتقد کرده که اگر آمریکا در عراق نماند شیعیان و سنیان، دعوای قرون وسطایی شیعه-سنی راه می‌اندازند اما نصر پدر منتقد آمریکا است و از تشیع تلقی دیگری دارد.
مقاله‌ی دکتر دباشی در نقد نصر پسر را بخوانید و اگر حوصله‌ی خواندن همه‌اش را ندارید به گزینش من اعتماد کنید و این بخش‌هایش را بخوانید:

« [...]  ولي‌رضا نصر: آيا كيسينجر ديگري در راه است؟

يكي از ارجاعات خاص پرزيدنت بوش در نطق ساليانه وحدت كه در ذيل مي‌آيد بسيار درخور توجه است؛ «اگر نيروهاي آمريكايي قبل از اينكه بغداد داراي امنيت كامل شود عقب‌نشيني كنند، دولت عراق توسط افراطيون از هر ناحيه‌اي مورد تهاجم واقع مي‌شود و ما بايد در انتظار يك نبرد قرون وسطايي ميان افراطيون شيعي و بنيادگرايان سني تحت حمايت القاعده و حاميان رژيم سابق عراق باشيم. موجي از خشونت‌ سراسر عراق را فرا مي‌گيرد و تمام منطقه به دامن كشمكش سقوط مي‌كند.»
چگونه اين ارجاع خاص در نطق بوش وارد شد؟ از چه زماني بوش به تمايزهاي ميان شيعيان و اهل سنت آگاه شده است؟ به نظر مي‌رسد اين اشاره خاص بوش به خصومت‌هاي ميان شيعيان و سني‌ها متاثر از كتاب اخير سيدولي‌رضا نصر باشد كه در دپارتمان امور امنيت ملي مدرسه تحصيلات تكميلي نيروي دريايي به پرسنل نظامي آمريكا مسائل اسلامي- كه به صرف اسلامي بودن براي امنيت ملي آمريكا مضر و خطرناك‌اند- را تدريس مي‌كند.
به گزارش وب‌سايت مدرسه تحصيلات تكميلي نيروي دريايي؛ اين مركز يك موسسه آكادميك است كه كانون توجه و تمركزش برنامه‌هاي پژوهشي و مطالعاتي مرتبط به منافع نيروي دريايي و نيز ساير نيروهاي وزارت دفاع آمريكاست. برنامه‌هاي اين مدرسه به گونه‌اي طراحي شده‌اند كه با اقتضائات منحصر‌به‌فرد ارتش آمريكا سازگاري داشته باشند.
ولي‌رضا نصر در كتاب اخيرش كه با نام «احياي شيعيان: چگونه كشمكش‌هاي دروني جهان اسلام، آينده را شكل خواهند داد؟» در سال 2006 چاپ شد به دانشجويانش در دپارتمان امور امنيت ملي مدرسه مذكور و ساير مشتاقان آشنايي با اسلام و تشيع گزارش مي‌دهد كه آمريكايي‌ها بهتر است كه مواظب باشند زيرا موجود خيالي نويني به نام «هلال شيعي» به وجود آمده است.
اين پديده نوين هيات كينه‌توزانه‌اش را از پاكستان و ايران تا عراق و سوريه و لبنان گسترش مي‌دهد و در آستانه فروغلتاندن منطقه در يك ستيز قرون وسطايي با اهل تسنن است. بدين‌ترتيب اين هلال شيعي متحدين ميانه‌رو آمريكا و منافع اين كشور را تهديد مي‌كند. دقيقا تهديد فرضي اين هلال شيعي است كه در نطق وحدت پرزيدنت بوش حلول مي‌كند.
مطمئنا ناظراني همچون مايكل هرش(Michael Hirsh) نويسنده نيوزويك بر اين نظرند كه توجه خاص بوش به مساله اختلاف شيعه و سني در جهان اسلام به خاطر ظهور هنري كيسينجر (Henry Kissinger) ديگري در استراتژي پسافاجعه جديد رئيس‌جمهور آمريكا در باب عراق است.
مايكل هرش طي مقاله‌اي به تاريخ اول فوريه 2007 در هفته‌نامه نيوزويك اينگونه گزارش مي‌دهد: طي يك‌سري تحركات فوق‌العاده، وزير خارجه خانم رايس و ساير مقامات، ايالات متحده در جست‌وجوي ايجاد جبهه‌اي متحد از رژيم‌هاي سني عرب منطقه و اسرائيل عليه ايران شيعي به عنوان بخشي از رويكرد ستيزه‌جويانه جديد در قبال تهران هستند.
اما در حالي كه به تعبير مايكل هرش «آراء» هنري كيسينجر را مي‌توان در مسير كلاسيك وي در مورد چانه‌زني از موضع قدرت پي گرفت اما «آراء» ولي‌رضا نصر در يك موقعيت مجلل‌تر و مهمتر منعكس شده است.
تاثير ولي‌رضا نصر صرفا به تداوم اين وضعيت جنگي نينجاميده بلكه تاثيرش به گونه‌اي بوده كه اين وضعيت جنگي را به صورت خودجوش به پيش رانده است. اگر نقش اسامه بن‌لادن اين باشد كه به امپرياليسم جهاني آمريكا- كه به «جنگ عليه تروريسم» مشهور است- يك سرشت اسلامي عام‌پسند بدهد و آن را وجيه سازد، پس كاركرد كتاب ولي‌رضا نصر- كه به تعبير مايكل هرش به استراتژي‌هاي هنري كيسينجر پهلو مي‌زند- بايد اين باشد كه به نبرد عظيم با «تروريسم اسلامي» يك نظم اسلامي ذاتي بدهد و از اين طريق اين نبرد را موجه جلوه دهد.
به عبارت ديگر اگر افغانستان امروزه در وضعيتي از ويراني كامل قرار دارد و گروه طالبان در آستانه بازگشت مجدد به قدرت‌اند يا اگر پس از گذشت تقريبا چهار سال از حمله نيروهايي به رهبري آمريكا به عراق، اين كشور دچار ويراني تمام‌عيار با صدها هزار عراقي زمين‌گير، مقتول،‌ معذب،‌ محبوس و آواره شده است، اين ويراني‌ها هيچ‌كدام ربطي به ايالات متحده ندارد. اينها همگي به واقع منتج از همان «نبرد قرون وسطايي‌اي» است كه پرزيدنت بوش در خطابه وحدت از آن به عنوان نبرد ميان افراطيون شيعي و بنيادگرايان سني زير چتر القاعده ياد كرده بود.
حضور و ظهور پر طمطراق استدلال‌هاي ولي‌رضا نصر، شوراي راهبردي هنري كيسينجر،‌ استراتژي احياشده بوش در مورد سيطره ستيزه‌جويانه در عراق و احتمال حمله به ايران همگي دست به دست هم داده‌اند تا وضعيت و حالت جنگي‌اي را كه هم‌اكنون تقريبا به طور خودمحرك و خودجوش دارد به مسير خود ادامه مي‌دهد تداوم بخشند.
خودجوش از آن رو كه ايالات متحده نه به اختيار و علاقه خود كه به واقع كاملا برخلاف ميل و خواست و حسن نيت‌اش به سمت اين نبرد قرون وسطايي كشيده شده است.

هلال شيعي، دانش عمومي و عمليات رواني

كتاب ولي‌رضا نصر به عنوان يك مداخله عمده ايدئولوژيك در كمك و تحريك به «جنگ عليه تروريسم» دو كشور آمريكا و اسرائيل هنگامي به چاپ رسيد كه وي توسط ارتش آمريكا به استخدام درآمده بود و گشاينده فصل نويني در باب سياست و قدرت منبعث از دانش است.
با توجه به صور مختلف جامعه‌شناسي معرفت و در ژرف‌ترين رويه‌هاي نظريه‌پردازي‌هاي ميشل فوكو در باب رابطه دانش و قدرت، هيچ‌كس تاكنون چنين روزي را تصور نكرده بود كه تشكيلات نظامي يك امپراتوري جهانگستر- به گونه‌اي كه تريلوژي به شدت مورد توجه چالمرز جانسون (Chahmers Johnson) به طرز مجاب‌كننده‌اي آن را نمايش داده- خود بخواهد آغازكننده توليد دانش بومي در باب دشمن‌اش و نيز اشاعه‌دهنده آن در حوزه عمومي به طرزي گسترده باشد.
به اين دليل كتاب احياي تشيع ولي‌رضا نصر به عنوان بخشي از عمليات رواني به منظور آماده كردن اذهان عمومي براي يك وضعيت طولاني‌تر جنگي عليه «تروريسم اسلامي» تلقي مي‌شود. تروريسم اسلامي، تروريسمي است كه علي‌الظاهر منبعث از «نبرد قرون وسطايي» ميان شيعيان و سني‌ها و كاملا مستقل از مقاصد نيك و حسن‌نيت آمريكاست.
در اين تفسير، پرزيدنت بوش به مسلمانان صلح و رفاه از طرف آمريكايي‌ها نويد مي‌دهد، با اين وجود توحش قبيله‌اي مسلمانان ايشان را مانع از آن مي‌شود تا سزاوار چنين هديه‌اي باشكوه باشند. فاجعه‌اي كه تمام جهان و رواني محدود نمي‌شود. [...]»
در این آدرس:

http://www.ham-mihan.org/Released/86-04-05/338.htm







 

مطالب مرتبط

آن شب قدری که گویند اهل خلوت...

کرکگور در مشهد

درباره‌ی تاریخ لعنتی‌ای که مدام تکرار می‌شود

کلف زدن میوه‌ی ممنوعه‌ی کتاب

فلسفه‌ی دین و منطق کاربردی

بُود آیا که «کفر» باشد «دهان‌دوزی»؟

کارگا‌ه‌های فرهنگ و اندیشه

دین‌شناسی واقع‌گرایانه‌ی مادر شهرنوش

دموکراسی‌‌اندیشی پسر نا خلف نصر

دکتر سروش دباغ در مشهد

نسبت دین و مدرنیسم از دیدگاه چهار روشنفکر ایرانی

امر کمتر محقق ما و امر بیشتر محقق آن‌ها

لبنان و تجربه‌ی حجاب

آفات حکومت دینی

«امر ممکن» ما و «امر محقق» آن‌ها

سیده‌ی آلمانی و عریضه‌ی بی‌فایده

بیا نیوشاگر روایت کتاب باش!

فاذا قرء الکتاب قم فاستمع و انصت

اخراجی‌هایِ برهم‌زننده‌یِ جلساتِ سروش

درباره‌ی نهضت تولید توهم علم

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/1361

نظرها

اخوی.در پیوندهای روزانه ی من لینکی هست در مورد آمریکایی اندیشی حاد دکتر ولی نصر.ببین اش.شب خوش

فعلاً از لینکهای آقای مازاریان چیزی دستگیرم نشده و کتاب آقاي نصر رو هم نخونده ام و نمي دونم شما درباره اين گونه نظرات ايشون صرفنظر از مقاله هم ميهن آيا منبع اطلاعاتي ديگه اي هم داشته ايد. اما صرفاً براساس اين نوشته هم ميهن اون تلقي که شما درباره معنا و هدف نظرپردازي آقاي نصر قائل شده ايد قابل استنتاج نيست. نوشته آقاي دباشي بيشتر توضيح هجوآميزيست از قضاياي اشغال عراق طبق ديدگاه دولت بوش و براساس اين مقاله نمي شه ديدگاه آقاي نصر رو به دست آورد. عنوان کتاب طبق چيزي که در مقاله آمده؛ "احياي شيعيان: چگونه كشمكش‌هاي دروني جهان اسلام، آينده را شكل خواهند داد؟" به خودي خود نکته منفي، ضدايراني، ضداسلامي يا ضدشيعي نداره بلکه عميق و هوشمندانه هم هست. اما اين تلقي شما که؛ "اگر آمريکا در عراق نماند شيعيان و سنيان، دعواي قرون وسطايي شيعه-سني راه مي‌اندازند" که از قرار معلوم در توضيح هدف کتاب فوق نوشته شده البته معنايي توهين آميز، تبليغاتي و ضداسلامي و ضدايراني داره. شايد در عمل مثلاً دولت بوش چنين تلقي از کتاب کرده باشه ولي خود نويسنده در پي چنين مفهومي نبوده و آقاي دباشي هم اين رويکرد دولت آمريکا رو نقد کرده باشه.

ديگه اين که مقصود از جنگهاي شيعه و سني قرون وسطي چيه؟ اسماعيليان و سلجوقيان يا صفويان و عثمانيان؟ چطور مي توان براي جنگي در قرون ميانه اسلامي خاستگاهي ديني تصور کرد. جنگهاي مذهبي چه در قرون وسطي و چه در قرون مدرن جايگاهي غير از اروپا نداشته. اروپاييها و نوادگان خلفشون در آمريکا با چنين استنتاجاتي عدم تحمل مذهبي تاريخي خودشونو به اسلام فرافکني مي کنند و سلسله عدم شناخت صحيح خودشونو از اون تداوم مي دهند.

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)