« الهیّاتِ کافری (به جای رمضانیّه) | صفحه‌ی اصلی | مشترک مورد نظر در دسترس نمی‌باشد »

النجاة في الصّدق


  • لطفا وضعیّت الهیّاتی خود را در یک خط توضیح دهید.


  • ندانم‌انگار، در نظر و کوشا در زیستنِ مؤمنانه، در عمل (در عین حفظ گشودگی نسبت به سبک زیست نامؤمنانه).



    لطفا در این بخش چیزی ننویسید.


  • نظر کارشناس: فرد مزبور تا روز برانگیختن، به وضعیّت بینابینی منتقل شود. دقّت شود که از اختلاط او با هم‌فکران‌اش جلوگیری شود زیرا ممکن است تشریک مساعی کرده و در روز برانگیختن، جوّ را در دست گیرند. ضمناً نامبرده بر روی پارچه‌ی سفید دو تکّه‌ی خود، این مضمون را نوشته بود که جهت درج در پرونده برای رسیدگی در روز برانگیختن، عیناً بازنویسی می‌شود: «اگر هستی و عادلی، مرا مؤاخذه مکن، زیرا دلایل وجودت کافی نبود.»   


مطالب مرتبط

در سوز ساز

حدیث نامکرر «مرنج و مرنجان»

اتقوا من مواضع التُهم، صاحب سایبر تو هم!

عاشورا: روایت چل‌تکه

مقصد: عاشورای امجد

زین پس چو نباشیم...

اطلب الرفیق ولو بالسایبر

به باد ده سر و دستار عالمی

آن‌چزها که آرام‌ام می‌کند: الا بهذه الامور تطمئن قلبی

که گفت در رخ خوبان نظر خطا باشد؟

بازی شب یلدا با تاخیر

شین مثل برهان شر: میم مثل مادر

پیر خرابات و لطف دائم‌اش

گاهی آن‌کس که حقیقت را می‌گوید بی‌شرف است(؟)

خزانِ آرزو و باز هم برهان شر

کام‌ام از تلخی غم چون طنز گشت

درباره‌ی خدایگان خواب و مطالعه

فربه‌تر از فردید

دیدار دوم با مهدی جامی

میرزاوزیری و یک شب خوب

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/6101

نظرها

وقتی از چیزی بیش از حد می نویسی یعنی اونو نداری. مثل شما که مدام از خدا می نویسی. مثل سرمداران ایران که مدام از تقوا و عدالت دم می زنند.
با احترام

یاسر: نیچه هم می‌گفت وقتی خیلی از اخلاق سخن می‌رود بدانید خبری از ان نیست (نقل به مضمون). گاهی بی‌خدایی را فریاد زدن نشانه‌ی خدا-درد داشتن اشت.

زیست مومنانه یعنی چی؟ مومن مثلا چه جوری است که نامومن نیست؟ مثلا نامومن بچه اش را نان نمیدهدو ....؟! به بیان دیگر حسن و قبح اخلاقی امری ذاتی است ( که اتفاقا تا جایی که میدانم متکلمین شیعی و معتزله بر همین اعتقاد هستند)و شهود درونی ما نیز موید همین مسئله است. نسبیتگرایی اخلاقی نیز مردود است. دکتر سروش جمله زیبایی دارد که چنین است: تنها یک اصل اخلاقی مطلق وجود دارد : " باید اخلاقی بود . از انجا که بیاییم پایین نسبیت حاکم است "( نقل به مضمون) . خلاصه کلام، زیست مومنانه تحفه ای نیست. یک موی خیلی از اتئیستها میارزد به خیلی از مومنین. قبلا هم در کامنتی گفته بودم . مرز اصلی اخلاق است، معنویت است، روحانی بودن است و نه خط کشی های کاذب.

ترجیح میدهم خدایی نداشته باشم تا اینکه این خدای شخص وار سامری را بپرستم. وضعیت الهیات من الهیات راسل است!
"به عنوان یک فیلسوف، اگر بخواهم برای شنونده‌های فلسفی محض سخن بگویم باید بگویم که خود را یک ندانم گرا توصیف می‌کنم چرا که فکر نمی‌کنم برهانی قاطع وجود داشته باشد که کسی بتواند اثبات کند که خدایی وجود ندارد.
از سوی دیگر اگر بخواهم بر فردی معمولی در خیابان اثری صحیح بگذارم فکر می‌کنم که باید بگویم من یک خداناباور هستم چرا که وقتی می‌گویم نمی‌توانم اثبات کنم که خدایی وجود ندارد مجبورم که همچنین به همانسان بگویم که نمی‌توانم اثبات کنم که خدایان هومری وجود ندارند."

آقای میردامادی!
در ضمن باید چیزی را اضافه کنم هرچند شاید تاثیری بر روند کار شما نداشته باشد. وقتی از چیزی بیش از حد حرف می زنیم معمولا آن چیز به طنز کشیده می شود و در مرحله بعدی به گند. نمی دانم چرا درک این امر برای امثال شما دشوار است.
به جای نقل قول از نیچه می توانیم کمی هم خودمان به سادگی دست به تجربه بزنیم
با احترام

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)