« تردستی الاهیاتی | صفحه‌ی اصلی | لقمه‌های راز »

اخلاق دوستی


این احتمالا نکته‌ای بدیهی در "اخلاق دوستی" است که اگر دوستی از دوست دیگر رنجید، می‌بایست موضوع رنجش خود را به نحوی از انحاء با دوست خود در میان بگذارد. حقِ صحبتِ دوستی چنین اقتضایی دارد. زیرا همیشه ممکن است در رابطه‌ی دوستی، کسی ناخواسته و حتی از روی صمیمیت، کاری کند که دوست‌اش، به حق یا به ناحق، برنجد. اگر دوستی رنجید باید گفتگو را، اگر به قول حافظ، آیین درویشی نمی‌داند، دست‌کم آیین دوستی بداند. دوست آدمی از کجا باید بداند که چه کاری کرده که دیگری از او رنجیده؟ رنجیدن‌های خود را با دوست درمیان نگذاشتن و از او بی هیچ توضیحی کناره گرفتن، حتی اگر این کناره گرفتن به فرض با تفتین و سعایت هم همراه نباشد، باز هم شایسته نیست. به قول قدما "عقاب بلابیان قبیح است" یعنی خدا هم، مطابق الگوی الاهیات سنتی، باید منذرانی بفرستد تا مردم را انذار دهند و بعد اگر باز هم‌چنان تخطی کردند، عذاب فرو فرستد. بگذریم از این‌که از رحمت الاهی انتظار می‌رود حتی بعد از بیان نیز بارگاه عفوش گشوده باشد (یا من سبقت رحمته غضبه)، هم‌چنان‌که از آنان که در صددند متخلق به اخلاق الله باشند، انتظار می‌رود حتی بعد از تذکر هم اگر دوستی بر کاری رنجش‌آور اصرار کرد باز هم درگاه عفوشان گشوده باشد اما نه این‌که درست به عکس حتی تذکر نداده درگاه قهرشان گشوده باشد. این درست خلاف مسیر تخلق به اخلاق الله و حقِ صحبتِ دوستی است. فرعون هم ابتدا نصیحتی و بلکه نصیحت‌ها از سوی موسی دریافت کرد و بعد عذاب الهی فرود آمد. 

همیشه می‌توان بهانه‌ها آورد برای این‌که تذکر نداده رشته‌ی دوستی را پاره کرد، مثلا این‌که گفته شود احتمال تاثیر نمی‌دادم. چگونه "از پیش" می‌توان دریافت که تذکر دوستانه بر دوستی احتمال تاثیر دارد یا ندارد؟ حسن ظن به خلق داشتن، که این هم از اصول اخلاقی است، اقتضای این را دارد که آدمی به تذکر دوستانه‌اش به دوستی، امید تاثیر ببرد. مضافا، گرفتیم که احتمال تاثیر نمی‌رفت، تکلیف چیست؟ نوح هزار سال قوم اش را انذار داد، جز اندکی به او نپیوستند اما ناامید نگشت. به ارشاد دیگران به زودی و یا اصلا ناامید نگشتن، به نزدیک صاحب این قلم، مصداقی است از لَا تَيْأَسُوا مِن رَّوْحِ اللَّـهِ (یوسف، قسمتی از 87) از رحمت خدا مأیوس نشوید. 

 این گرچه احتمالا نکته‌ای بدیهی و پایه‌ای در اخلاق دوستی است اما عدم رعایت آن می‌تواند، سرمایه‌ی انسانی را بسوزاند و توفیقات کسانی را سلب کند و رشته‌ی مودتی پاره کند و خساراتی انفسی به بار آورد که جبران آن شاید به سادگی ممکن نباشد.

 آن‌چه نوشتم هیچ نکته‌ی تازه‌ای در بر نداشت. اما هیچ کس از تذکر بی نیاز نیست خصوصا صاحب این قلم که این متن را ابتدا خطاب به خود نوشته است. زیرا این دفترچه‌ی مجازی را اولا برای دل خودش می‌نویسد و آن‌گاه دیگران. فَإِنَّ الذِّكْرَىٰ تَنفَعُ الْمُؤْمِنِينَ (ذاریات، قسمتی از 55) همانا تذکر مومنان را سودمند می‌افتد. 

مطالب مرتبط

در سوز ساز

حدیث نامکرر «مرنج و مرنجان»

اتقوا من مواضع التُهم، صاحب سایبر تو هم!

عاشورا: روایت چل‌تکه

مقصد: عاشورای امجد

زین پس چو نباشیم...

اطلب الرفیق ولو بالسایبر

به باد ده سر و دستار عالمی

آن‌چزها که آرام‌ام می‌کند: الا بهذه الامور تطمئن قلبی

که گفت در رخ خوبان نظر خطا باشد؟

بازی شب یلدا با تاخیر

شین مثل برهان شر: میم مثل مادر

پیر خرابات و لطف دائم‌اش

گاهی آن‌کس که حقیقت را می‌گوید بی‌شرف است(؟)

خزانِ آرزو و باز هم برهان شر

کام‌ام از تلخی غم چون طنز گشت

درباره‌ی خدایگان خواب و مطالعه

فربه‌تر از فردید

دیدار دوم با مهدی جامی

میرزاوزیری و یک شب خوب

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/5894

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)