شکنجه نامه (کامم از تلخی غم چون "طنز" گشت)
نظر به اینکه بالاخره پس از سی سال معلوم گشت که کوفتمان (همان شکنجهی سابق) در زندانهای جمهوری اسلامی وجود دارد، گر چه آگاهان از همان ابتدای انقلاب تا به حال وقوعاش را گزارش داده بودند (به خاطرات بنیصدر مراجعه شود) و نظر به اینکه در امر شکنجه ایران عزیز ظاهرا دچار پسرفت شده، زیرا در رژیم شاه سابق (همچنان مخلوع) شکنجهگران در اسرائیل (همان فلسطین اشغالی، لطفا مجددا شمارهگیری نفرمایید) آموزش دیده بودند و مجهز به دهها ابزار لازم به مقدار کافی بودند و میدانستند که چطور فرد را شکنجه کنند به طوری که آش و شله و لاش شود اما نمیرد و دلیلاش آنکه پس از سی سال از انقلاب، در دههی انفجار نور (هستهای جدید) ما شاهد پیرمردهایی در تلویزیون هستیم که میگویند در زمان شاه وحشیانه شکنجه شده اند اما الان سُر و مُر و گنده اند، اما از سوی دیگر شکنجهگران محترم و معظم در جمهوری اسلامی متاسفانه آموزشهای لازم را ندیده اند به طوری که دامبی میکوبند در سر متهم و یا دهان او را صاف کرده وی را روانهی غسالخانه میکنند و نیز باز نظر به اینکه رییس جمهوری شرعی-قانونی-عرفی-عقلی-اخلاقی ایران (قائدنا إلی الأبد، احمدی نجد احمدی نجد) بارها اعلام فرمودهاند که "اسرائیل" به زودی از صفحهی روزگار محو خواهد شد (تاریخ دقیق آن متعاقبا اعلام خواهد شد) ولی اشاره نفرمودند که آیا "روشهای اسرائیلی" هم ازهمان صفحهی مزبور حذف خواهد شد یا نه، و نیز با نظر به با نظر بههای دیگری ... اینجابت میرزاحسن خان ابوالضحاکین (نامْ جعلی است، پاسپورت مربوطه توسط حسن سیبدست در دست تولید است) از مزدوان بی مزد و منت و مواجب اجانب، ساکن بریطانیا (کبیر سابق) شهر توریستپرور لندن، کوچه خوزه ماری آنه داری، سمت راست، علامتْ تابلوی ونگوگ (پلاک ندارد) که به دلایل غیر قابل ذکر (همان جاسوسی در قالب تعلم اللغة العربیة) فعلا ساکن تونس (برای اینکه بدونین که میتونس) خیابان بنعلی (شامل همهی خیابانهای این کشور) میباشد، روشهای زیر را که از قوهی قاهرهی او سرازیر شده است برای شکنجهگران محترم توصیه میکند. با اتخاذ این شیوهها این گمنامان خدمتگزار میتوانند از اضافه شدن جسد روی دست زندان و زندانبان و نیز گفتن مشتی دروغ اضافی به خانوادههای آنها و نیز انداختن لکهی اضافی بر دامن (مینیژوپ سابق) جمهوری اسلامی خودداری کنند. حق ماکلیت معنوی این اثر را صرفا از بارگاه خداوند قهار و جبار خواسته اما حق مالکیت مادی آن برای اینجانب محفوظ است و از سر ریای خالصانه از آقایان محرابیان و احمدینژاد تقاضا دارم این اختراع من را فقط به نام خودشان ثبت نکنند بلکه اسم من را هم آن ته اضافه کنند.
1. روش اول: روش میخپیچان. ابزار لازم: دو عدد میخ (از نوع طویلهای دارای ترجیح است، زنگ زده نباشد) یک چکش (مطمئن شوید دستهی آن موقع استعمال از سر آن جدا نمیشود)، یک عدد زیر دستی چوبی به مقدار لازم (همان میز هم باشد خوب است). برای این روش دست متهم یا متهمه را گرفته (اگر متهمه است رعایت مسائل شرعی اکیدا توصیه میشود، در مورد استثناء تجاوز بعدا توضیحات بیشتری خواهم داد) نگاه میدارید و بعد میخ را وسط پرههای میان دو انگشتان او قرار داده با ذکر الله اکبر چکش را فرود میآورید. سپس پنبه را قرار داده و کمی به او استراحت میدهید (خدا وکیلی اینجا را مرام به خرج دهید مجروح را خونین- مالین بی امکانات پزشکی رها نکنید، مننژیت میگیرد واکسن لازم میشود). سپس برگهی بازجویی را جلوی او گذاشته برگهی اعترافاتی را که باید بنویسد هم جلوی او گذاشته از او میخواهید از روی آن با خط خوش دو بار بنویسد. توضیح آییننامهای: اگر متهم راست دست است روش مذکور برای اِعمال روی دست چپ او توصیه میشود تا بتواند مشقهای اعترافش را درست بنویسد و اگر چپ دست است به جهنم غلط کرده چپی شده روی همان دست چپش بکوبید تا دیگر از این غلطها نکند.
2. روش دوم: روش شانهکوبان. ابزار لازم: ابزار خاصی نمیخواهد همان مشت خالی که در ایام راهپیمایی به سوی آسمان گرفته میشود (خصوصا موقعی که دوربینی چیزی باشد، بیشتر گره کرده میشود) کافی است. در این روش وقتی احساس کردید متهم حاضر نیست به مزدوری اجانب اعتراف کند و یا اعتراف میکند اما دُز اعتراف کافی نیست، با مشتهای گره کرده به شانهی او بکوبید. مطابق رای انجمن شکنجولوژیستها (به سالنامهی انجمن سال 1999، چاپ روسیه، کرهی شمالی و چین مراجعه شود) این روش درد زیادی را به تمام قفسهی سینه و حومه وارد کرده در عین حال خطر مرگ ندارد. توصیهی ایمنی: اگر متهم دارای بیماری قبلی قلبی است، این روش توصیه نمیشود (خدا وکیلی از روشهای دیگر استفاده کنید، روش که قحط نیست).
در پایان اینجانب میخواستم در مورد تجاوز هم نکاتی ایمنی را یادآور شوم اما الان دیگر منصرف شدم زیرا که "اسباب منع صرف" موجود است. شکنجهگران محترم برای کسب اطلاعات بیشتر در این باره میتوانند به سایتهای مربوطه (کلهم توسط همکاران گمنامشان برای استفادهی انحصاری مسدود گردیده است) مراجعه کنند. به طور کل رعایت تقوای الهی در هنگام تجاوز و نداشتن قصد ریبه توصیه میگردد. اجرکم عند الله و من الله التوفیق و علیه التکلان.

نظرها
اللهم فک کل اسیر...
یک خواب خرگوشی بدجور به سراغم آمده و آن این است که صبح بدجور نزدیک است، یعنی می شود؟
یاسر: من جزو ناامید ترین ها در میان دوستانم هستم به نظر من هم اما می شود
Posted by: سلیمه | July 28, 2009 7:17 PM
سید جان
من مسلمان نیستم اما شنیدهام، از قول راويانی که مسلمان بودند نه مثل کسانی که حالا خود را مسلمان میخوانند که در حقشان باید به قول خواجه گفت وای اگر از پس امروز بود فردایی، که امام اول شما فرموده که بزرگترین گناه ناامیدی ست. عبید عزیزم میگوید ارمنی مسلمان شد رندی گفت مگر مسلمان کم بود که تو هم مسلمان شدی. شما اما حرف مولایتان را به گوش بگیرید و بکوشید گناه کار نباشید. مگر اين روزها گناه کار کم است.
Posted by: سیروس به آیین- آژنده- | July 28, 2009 8:38 PM
سلام ید جان خسته نباشی از عربی خوانی
راستی من عرب هستم کمکی خواستی حاضرم
قرار بود نسخه انگلیسی درد جاودانگی و برادران کارامازوف و جنایت و مکافات رو برام ایمیل کنی یادت که نرفته؟ هاااااااااااااااااااااا؟ برام بفرست دیگه
مخلص هرچی سید با مرام
سید منصور
یاسر: می فرستم این اتچ یاهوم اشکال داشت می فرستم
Posted by: منصور | July 29, 2009 7:10 AM
سلام
ياسر جان گويا ايميل دوم من هم شرف حضور نيافته است. اگر اينطور است مرحمت فرموده ميلي بزنيد به حقير ببينيم شايد كه مشكل از ايميل اين جناب باشد
یاسر: من کامنت دومی هم از شما دریافت نکردم به من ایمیل بزنید.
Posted by: فيضيخواه | July 29, 2009 7:42 AM
زيبا نوشته اي هرچند نميدانم چگونه شوخيت گرفته!
Posted by: علي | July 29, 2009 11:29 AM
سلام سید جان نمیدونم عیسی علیزاده رو یادته یا نه؟ دعا میکنم صحیح و سالم باشی
یاسر: مگر می شود عیسی علیزاده همیشه مهربان و با حال یادم برود. خانم خوبند؟ ممنون یادی از غربتی ها کردی
یادآر ز شمع مرده یارآر
Posted by: عیسی علیزاده | July 29, 2009 12:30 PM
سلام دوباره
كامنتي در كار نبود كه اخوي براي بار دوم ايميل زده بودم . الساعه سه باره ميل ميزنم ببينيم چه ميشود
یاسر: به شما ایمیل زدم کامنت شما پیدا شد نگرفتید جواب مرا؟.
Posted by: فيضيخواه | July 29, 2009 1:34 PM
مثل اینکه شما و رفیق مقیم تونست از جونتون سیر شدین اون میذاره شما ورمی داری شما می ذاری اون ور می داره.یه کم به فکر خانواده ها تون باشین.منظورم عافیت طلبی نیست اما در هر حال مبارزه باید مفید باشه وگرنه اسیب دیدن بیهوده که نتیجه ای نداشته باشه چه فایده ای داره؟؟؟؟؟؟؟؟
محمد طاهری : دوست عزیز ، از محبت شما ممنونم و عنایت شما را درک میکنم اما گمان می کنم هم رفیق در غربت افتاده ی من و هم بنده دست کمی از خیل در زندان افتاده و مجروح شده و کشته شده ی این دیار نداریم . اگر بگوئید همه ی آنها در زندان فتادند و مردند و زخمی شدند چه سود ؟ خواهم گفت سود را به میزان خود باید سنجید نه به میزان نتیجه . شما بفرمائید از این مبارزه و نقد فرهیخته تر ، مدنی تر ، آرام تر و در عین حال پر نفوذ تر در شرایط جاری سراغ دارید ؟
آری می شود همه بنشینیم و نگاه کنیم و دائما منتظر شرائط آرمانی بمانیم برای مبارزه . . . این به نظرم خیلی مطلوب نیست . نتیجه با هزینه به دست می اید .
Posted by: محمد طاهری | July 29, 2009 2:31 PM